خرید بک لینک
مادرانه رفت باران شد و ز خانه شبی بی ترانه رفتدریا شد و کران به کران بی‌کرانه رفتتنها، غریب، خسته و مجروح و سوختهمرغی ز جوجه‌هاش گذشت و ز لانه رفت"دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت"دیر آمدیم و فیض حضورِ زمانه رفتدر بهت پلکِ پنجره‌ی برکه‌های شهرعکسِ کبودِ صورتِ ماه یگانه رفتزهرا قصیده بود ولی مثل مصرعیخط خورده از دلِ غزلی عاشقانه رفتهی در زدند و حیدر از این داغ مُرد آهروزی که جاش فاطمه تا آستانه رفتدیوار‌ها به سوگ نشستند کوچه راروزی که در به ساحتِ مادر کمانه رفتخیر از جوانی‌اش نبرد آنکه با غل

برچسب: نویسنده: هلیا شمس تاريخ: يکشنبه 25 مرداد 1405 ساعت: 7:08

صفحه بندی